الشيخ محمد آصف المحسني
366
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
ولى اگر غرايز اصلاح نشود ، انسان از لطف و مرحمت خدا دور مىشود و خدا نيز انسان را به حال خودش وا مىگذارد . لطف حق با تو مداراها كند * چونكه از حد بگذرى رسوا كند ضعف علمى كفار « ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى » اين آيه مبارك خيلى عمق دارد ، مثل اينكه مىخواهد پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم را تسلى و دلدارى دهد . مىفرمايد : رسول من ! چه كار دارى ؟ بگذار ، تمام دارايى و علم آنان همين است كه نتوانستند ، به ارشادات تو هدايت شوند ، يا علم آنان به حدى است كه فقط ماديات را ببينند . سطح آگاهى كفار بسيار پايين است و آنان خود را مثل حيوانات فكر مىكنند . كفار زندگى دنيا را از اين جهت دوست دارند كه از زندگى آخرت مأيوساند . كسانىكه مرگ را پايان زندگى خود مىدانند ، بيشتر از اين استعداد و ظرفيت ندارند . « ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » بلوغ علمى آنان همين است . بيشتر از اين علم آنان رشد نكردهاست ، كفار فاقد جهانبينى هستند ، اگر آنان هدف خلقت را مىدانستند ، اصلاح مىشدند و مىفهميدند كه دنيا هدفمندانه به وجود آمده است . تمام اجزاى اين عالم پهناور ، حتى اتمها ، پروتونها ، الكترونها و نترونها ، همه داراى نظم بسيار دقيقى هستند كه يك ذره بىنظمى در آنها وجود ندارد ، اگر مشركين و كفار اينها را درك مىتوانستند ، حتماً به دنبال هدفمندى حركت مىكردند ؛ اگر آنان بين انسان و حيوان تفكيك مىدادند و مىدانستند كه انسان به عنوان نماينده خدا در